رفتن به محتوای اصلی

فرش تبريز، تبلور پويايی زندگی ‌

فرش آذربايجان از ديرباز به نام فرش ايراني در جهان آوازه عام و خاص بوده است.

قاليبافى سرچشمه زاينده‌اى از خلاقيت، ابتكار، هنر و كوشش انسان‌هايى بود كه بسيار بيشتر از آنكه چاه‌هاى قيرى رنگ نفت يك سده پيش در مسجد سليمان پيدا شود، تبلور تلاش و پويايى زندگى روى زمين بوده است.

خطه آذربايجان به دليل وسعت مراتع، زمين‌هاي كشاورزي، آب و هواي دلنشين طبيعي و كوهستاني همواره در توليد قالي از موقعيتي ممتاز بهره‌مند بوده است.

شهر تبريز نيز در ميان تمام مراكز قاليبافي اين خطه، داراي مقام و اعتبار بسزايي است. تبريز از زمان جانشينان هلاكو مركز مهم داد و ستد قالي بوده است. به خصوص در زمان حكومت صفويان با ايجاد كارگاه‌هاي بزرگ قاليبافي، قاليبافان طراز اول در اين شهر گرد آمدند و به بافت فرش‌هاي بسيار نفيسي پرداختند كه امروزه بسياري از آنها زينت بخش موزه‌هاي بزرگ جهان است.

در واقع پس از انتقال پايتخت صفويان از هرات به تبريز، مكتب هنري ايران (مكتب تبريز) بنيان نهاده شد و به دنبال آن استقرار بي‌شماري از هنرمندان، از هر صنف و حرفه‌اي موجب شد كه شهر تبريز به عنوان كانون هنر، مورد توجه بسياري قرار گيرد و در اين ميان هنر فرشبافي نيز با استقرار نقاشان و طراحان زبده‌اي چون بهزاد و سلطان محمد دو چندان رشد يافت.

تبريز كه در بسياري موارد همواره پرچمدار بسياري از نهضت بود، در اعتلا و گسترش جهاني نام فرش ايران نقش مهمي را ايفا كرد و رونق و احياي هنر قاليبافي ايران در اواخر دوره قاجار و اوايل سلطنت پهلوي و راهيابي فرش ايران به بازارهاي جهان و گسترش اين حرفه در ساير نقاط ايران تا حدود زيادي مرهون بازرگانان و تجار و قاليبافان آذربايجاني به ويژه تبريزي است و اين موضوع بيش از سوابق تاريخي آذربايجان در قاليبافي براي آذربايجاني‌ها مايه فخر و مباهات است.

در واقع فرش ايران كه در زمان سلسله صفويان به اوج شهرت رسيده بود، به دنبال هجوم افغان‌ها و آشفتگي‌هاي پس از آنها تنزل يافت و تنها در زمان قاجار تا حدي خود را بازيافت و صدور فرش ايران به عنوان كالاي تجارتي از راه آذربايجان و تركيه به اروپا آغاز شد و آنگاه كه ذخيره فرش ايران به ويژه در آذربايجان رو به پايان بود، با همت بازرگانان تبريزي در ساير شهرهاي بزرگ، قاليبافي عمري دوباره يافت كه در اين ميان مشهد، كرمان، كاشان، اراك و همدان نقش مهمي را به عهده داشتند.

صادرات قالي ايران از طريق تبريز تا آن حد براي دولت ايران پر افتخار و مهم جلوه كرد كه تصاويري از اين رويداد روي نخستين كارت پستال‌هاي زيبايي كه در اواخر دوره قاجار چاپ شده بود، نقش بست و به اقصي نقاط جهان ارسال شد.

همزمان با آغاز اقدامات بازرگانان تبريز در امر صادرات قالي به بازارهاي جهاني، تجار و بازرگانان شهرهاي مختلف كشور براي وسعت بخشيدن به فعاليت‌هاي خود و استفاده از امكانات و تسهيلات تجاري پايتخت به تهران مراجعت نمودند و در قسمت‌هاي مختلف بازار تهران موجبات ترويج و توسعه هنر قاليبافي را فراهم آوردند.

از بزرگ‌ترين صادركنندگان فرش تبريز كه نخستين پرچمدار صادرات فرش ايران نيز بودند و برخي خود در توليد فرش نيز دستي داشتند مي‌توان به حاج يوسف قاليچي، حاج عبدالله قاليچي، حاج ميرزا جعفراسلامبولچي، حاجي صمدقره قاليچي، ميرزا علي اصغر و ميرزا علي اكبر و اسماعيل قاليچي (فرزندان شادروان حاج عبدالله قاليچي)، صدقياني، ايپكچي، حاج محمد ممقاني، محمد اف، ديلمقاني، آواكيان، كاسباريان و اردوبادي اشاره كرد.

فرش دستباف آذربايجان شرقي را در يك طبقه‌بندي كلي مي‌توان به سه گروه با ويژگي‌هاي خاص تقسيم كرد:

1. گروه قالي‌هاي شهري باف آذربايجان كه اغلب در غرب اين استان قرار دارند و مهم‌ترين آنها عبارتند از تبريز و اطراف آن مانند اسكو، مرند، مراغه.
2. گروه قالي‌هاي محلي و روستايي كه مهم‌ترين آنها عبارتند از روستاهاي اطراف هريس، سراب، اهر و بستان آباد، گراوان، بخشايش، شربيان و مهربان.
3. فرش‌هاي عشايري آذربايجان كه در راس آنها مي‌توان فرش‌هاي عشاير شاهسون را نام برد. هر چند در كنار اين عشاير، ساير كوچندگان استان به ويژه عشاير ارسباران نيز به توليد انواع دستباف‌ها و زيراندازهاي زيبا مانند گليم و ورني اشتغال دارند، اما دستباف‌هاي گره‌دار عشاير شاهسون، (همچنين تا حدودي عشاير افشار آذربايجان) از شهرت بالايي برخوردارند.

با اين تاريخچه به راحتي مي‌توان پي به تاثيرگذاري هنرمندان قالي باف خطه آذربايجان شرقي پي برد. نقش اين هنرمندان كه با نور چشم خود ميليون‌ها گره را بر دار قالي مي‌زنند، در حفظ، انتقال و ترويج تاريخ ايرانيان بي‌بديل است. پير و جوان، زن و مرد در اقصي نقاط اين استان پهناور پشت‌دار قالي گره مي‌زنند تا معيشتي آبرومندانه داشته باشند.